دسته
ببينيد و لذت ببريد!
خبرگزاري و اخبار
لينكهاي تبياني
فرهنگي مذهبي- دفاع مقدس
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 155188
تعداد نوشته ها : 46
تعداد نظرات : 31
Rss
طراح قالب
مهدي يوسفي

 

چگونه آیت الله خامنه ای رهبر شدند ؟ (2)

بعد از رحلت حضرت امام خمینی، برای تصمیم گیری در مورد امر رهبری  مجلس خبرگان اجلاسیه فوق العاده ای را در ساعت 15 روز 14 خرداد 1368 تشکیل داد.

نخستین موضوعی که در دستور کار اجلاسیه فوق‌العاده مجلس خبرگان قرار گرفت، بررسی مسئله استعفای آقای منتظری از سمت قائم‌مقامی بود.

هر چند در این باره امام راحل نظر قطعی خود را قبل اعلام کرده بودند و دیدگاه ایشان برای اعضای خبرگان، محترم و معتبر بود، اما به هر حال، این مسئله باید از طریق رسمی خود انجام می پذیرفت تا نمایندگان مجلسی که خود آقای منتظری را به عنوان قائم مقام رهبری انتخاب کرده بودند  به موضوع استعفای وی رسمیت می بخشیدند.

اگر خبرگان، این مسئله را فیصله نمی‌دادند، ممکن بود بعدها از سوی افرادی شبهه پراکنی شود که خبرگانی که وی را به قائم مقامی رهبری برگزیده‌اند، انتخاب خود را ملغی و باطل اعلام نکرده‌اند.

این موضوع به بحث گذاشته شد و اکثریت قریب به اتفاق اعضای حاضر در جلسه، استعفای قائم مقام رهبری  را که طی نامه‌ای (7/1/68) به حضرت امام اعلام کرده بود، پذیرفتند.

البته یکی، دو نفر با این استدلال که نام‌برده از قائم مقامی رهبری استعفا داده است و لیاقت عضویت در شورای رهبری را دارد، با پذیرش استعفا به گونه کلی مخالفت کردند؛ اما طبق رای دیگر اعضا، این دیدگاه پذیرفته نشد.

حذف شرط مرجعیت‌

یکی از موضوعات مهم که قبل از تشکیل اجلاسیه فوق العاده در شورای بازنگری مطرح شد مسئله شرط مرجعیت در مورد رهبری نظام بود.

مجلس خبرگان، در زمان انتخاب مقام معظم رهبری، به واسطه حکم حکومتی حضرت امام نه شرعاً و نه قانوناً ملزم به رعایت شرط مرجعیت بالفعل درباره رهبر نبودند.

در قانون اساسی پیش از بازنگری،در دو اصل یکصد و هفتم و یکصدونهم، سخن ‌از شرط مرجعیت به میان آمده بود.
خبرگان رهبری پس از بحث فراوان در این باره که ‌آیا مراد از این ویژگی، مرجعیت بالفعل است یا صلاحیت مرجعیت، با اکثریت آرا به این‌نتیجه رسیدند که این دو اصل، ظهور در مرجعیت فعلی دارند؛ یعنی منظور از کلمه«مرجع» در قانون اساسی، شخصی است که بالفعل نزد مردم، مرجع تقلید شناخته شده‌ باشد.

اما با توجه به بیانی که حضرت امام‌قدس سره در پاسخ به نامه آیت‌اللّه مشکینی (رییس شورای‌بازنگری قانون اساسی) در این باره داشتند، فرمایش ایشان به عنوان حکم حکومتی، سند محکم و دلیل متقنی برای انتخاب خبرگان به شمار آمد و خبرگان با وجود آن‌چه درقانون اساسی ذکر شده بود، مبادرت به انتخاب رهبر کردند که از صلاحیت‌مرجعیت و ویژگی اجتهاد برخوردار بود؛ اما مرجع بالفعل نبود. حضرت امام‌(ره)  درآن نامه که در تاریخ نهم اردیبهشت ماه 1368صادر شد تصریح کردند:

بسم الله الرحمن الرحیم. حضرت حجه` الاسلام و المسلمین جناب آقای حاج شیخ علی مشکینی دامت افاضاته. پس از عرض سلام خواسته بودید نظرم را در مورد متمم قانون اساسی بیان کنم. هر گونه آقایان صلاح دانستند عمل کنند من دخالتی نمی‌کنم فقط در مورد رهبری، ما که نمی‌توانیم نظام اسلامیمان را بدون سرپرست رهاکنیم. باید فردی را انتخاب کنیم که از حیثیت اسلامیمان در جهان سیاست و نیرنگ دفاع کند. من از ابتدا معتقد بوده و اصرار داشتم که شرط مرجعیت لازم نیست. مجتهد عادل مورد تایید خبرگان محترم سراسر کشور کفایت می‌کند.اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند. وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را بعهده بگیرد قهرا او مورد قبول مردم است، در این صورت او ولی منتخب مردم می‌شود و حکمش نافذ است. در اصل قانون اساسی من این را می‌گفتم ولی دوستان در شرط مرجعیت پافشاری کردند، من هم قبول کردم. من در آن هنگام می‌دانستم که این، در آینده نه چندان دور قابل پیاده شدن نیست. توفیق آقایان را از درگاه خداوند متعال خواستارم.

پس از آن، مذاکرات درباره چگونگی تشکیل منصب رهبری و این‌که به صورت فردی باشد یا شورایی، آغاز شد و حدود دوازده نفر (نیمی در موافقت با رهبری فردی و نیمی در دفاع از شورایی بودن آن) به سخنرانی و طرح دیدگاه‌های خود پرداختند. در همان حال،  از برخی از گزینه‌ها به عنوان رهبر یا شورای رهبری یاد شد.

برخی خبرگان از آیت‌اللّه گلپایگانی‌ برای این امر نام می‌بردند و محور استدلالشان، قید مرجعیت بود و این‌که مستفاد از قانون‌اساسی، مرجعیت فعلی است، نه صلاحیت مرجعیت و این‌که نامه حضرت امام‌ درباره حذف قید مرجعیت از قانون اساسی، هنوز شکل قانونی پیدا نکرده است.

ضمن آن‌که همین عده، به علت ضعف جسمانی آیت‌اللّه گلپایگانی و این‌که ممکن است ایشان توان اداره این گونه امور را نداشته باشد، حضرت‌ آیت‌اللّه خامنه‌ای را به عنوان معاون و جانشین ایشان معرفی می‌کردند تا ایشان مسئولیت‌های مربوط را عهده دار شوند که همین امر، نشان دهنده این است که در نگاه این عده از خبرگان نیز تنها فردی که صلاحیت این منصب و توان عهده‌دار شدن آن را داشته است،حضرت آیت‌اللّه خامنه‌ای بوده است.
 


يکشنبه دوم 12 1388
X